مثلا این لامپ تو صورتم رو اول صبح روشن میکنن اون لامپ زرده که تو هاله چشلمو نیمه باز میذارم لامپه رنگین کمونی میشه منم هی باهاش بازی میکنم
مثلا اگه بخوام بخزم پایین تخت نباید پاهامو نزدیک کنم وگرنه آتیش به جونم میفته باید گشاد گشاد برم پایین راحترم هس!
مثلا اینکه چجوری رو تخت یه نفره دونفره جاشی حتی داداش کوچیکه که میخواد با گوشی بهم فیلم نشون بده سه ساعت بااون هیکلش
مثلا چجوری هم بری دشولی هم دشولی فرنگیو ببری تو و بچرخونی بدون اینکه بایستی خخخخ
مثلا اینکه چجوری دشولی فرهنگیو تنظبم کنی رو دشولی جوری که هم دشولیت بریزه تو سولاخ هم وقت نشستن و بلند شدن سرت نکوبه دیوار جلو (خخخ هر کدوم از این دشولیا یه معنی داره)
هنوزم هست الان باید برم صبحونه بخورم
برچسب:
نویسنده: ترانه محمدپور