1405
-
تاریخ: 1405/5/25 ساعت: 6:34
بعد از دوسال اومدم اینجا رو دیدم چقدر این آدمی که اینجا بوده با منه الان فرق. میکنه چقدر تنهایی پیر شدم ،مامان بزرگام هر دو فوت شدن ،جنگ شد چندبار ، اسباب کشی کردم چند بار ، خواهر و بردارم بچه دار شدن اوووو چقدر ما برای زندگی جنگیدیم ، چقدر دلم تنگ اون رویایی بود که از خودم ساختم و نشد ،هر چی زور ز...
عذاب
-
تاریخ: 1403/5/21 ساعت: 15:43
بهرچیزی که دقت کنی حرفی برای گفتن داره . اتفاقات دقیقا طوری چیده شد تا وادار بشم به حرکت .اولین قدم حذف تحمیلی اون وبلاگ بود...این وبلاگ مخاطب خاصی نداره Adblock test (Why?)
عجیب
-
تاریخ: 1403/5/16 ساعت: 12:53
بهرچیزی که دقت کنی حرفی برای گفتن داره . اتفاقات دقیقا طوری چیده شد تا وادار بشم به حرکت .اولین قدم حذف تحمیلی اون وبلاگ بود...این وبلاگ مخاطب خاصی نداره Adblock test (Why?)
دلتنگ
-
تاریخ: 1401/11/2 ساعت: 18:55
بهرچیزی که دقت کنی حرفی برای گفتن داره . اتفاقات دقیقا طوری چیده شد تا وادار بشم به حرکت .اولین قدم حذف تحمیلی اون وبلاگ بود...این وبلاگ مخاطب خاصی نداره Adblock test (Why?)
کرونا و ما ادراک کرونا
-
تاریخ: 1401/2/7 ساعت: 9:31
بهرچیزی که دقت کنی حرفی برای گفتن داره . اتفاقات دقیقا طوری چیده شد تا وادار بشم به حرکت .اولین قدم حذف تحمیلی اون وبلاگ بود...این وبلاگ مخاطب خاصی نداره Adblock test (Why?)
بهالت
-
تاریخ: 1401/2/7 ساعت: 9:31
بهرچیزی که دقت کنی حرفی برای گفتن داره . اتفاقات دقیقا طوری چیده شد تا وادار بشم به حرکت .اولین قدم حذف تحمیلی اون وبلاگ بود...این وبلاگ مخاطب خاصی نداره Adblock test (Why?)
امیرحسین
-
تاریخ: 1399/10/9 ساعت: 3:16
بهرچیزی که دقت کنی حرفی برای گفتن داره . اتفاقات دقیقا طوری چیده شد تا وادار بشم به حرکت .اولین قدم حذف تحمیلی اون وبلاگ بود...این وبلاگ مخاطب خاصی نداره Let's block ads! (Why?)
تصور
-
تاریخ: 1399/10/9 ساعت: 3:16
بهرچیزی که دقت کنی حرفی برای گفتن داره . اتفاقات دقیقا طوری چیده شد تا وادار بشم به حرکت .اولین قدم حذف تحمیلی اون وبلاگ بود...این وبلاگ مخاطب خاصی نداره Let's block ads! (Why?)
راز سیب
-
تاریخ: 1399/10/9 ساعت: 3:16
بهرچیزی که دقت کنی حرفی برای گفتن داره . اتفاقات دقیقا طوری چیده شد تا وادار بشم به حرکت .اولین قدم حذف تحمیلی اون وبلاگ بود...این وبلاگ مخاطب خاصی نداره Let's block ads! (Why?)
کرونا
-
تاریخ: 1399/2/8 ساعت: 22:10
خدا خودش گفته تو هر شری هم خیری هست درسته الان چند ماهه من مامان و بابا رو ندیدم اما خانواده سالم داشتن خودش نعمتیهدرسته که کرونا هر جایی در کمینه و خطر ازبیخ گوش ما هم رد شد و وو بماند....اما الان ه
تمرکز
-
تاریخ: 1399/2/8 ساعت: 22:10
بشین این دروغ رو باور کن که یه دنیای موازی دیگه هم میتونست وجود داشت که بعد مرگ بری تو اون یکی قالب و نقشت رو اجرا کنی و من متمرکز ترین آدم این سرزمین که تو رو هر شب به وقت صبحِ دنیای موازی خودم داشته باشم تو حتی لیاقتِ این دروغ بزرگ رو هم داری پ.ن: نفرت انگیز
سخاوت
-
تاریخ: 1399/2/8 ساعت: 22:10
میگن وقتی حال دلتون خرابه به مادرتون دروغ بگید که خوبید و من با سخاوت ترینم تو دروغ گفتن به مادرم
ممنون که اومدی به رویاهام
-
تاریخ: 1399/2/8 ساعت: 22:10
تو همون کابوس خوش قدم بودی که تو خواب از ترس بهت زل زده بودم حتی جرات نداشتم آب دهنم رو قورت بدم حتی یک درصد هم فکر نکردم که بد باشی و تعبیرش بشه برکت برکت اون سوی چراغی بود که شبا پاش میموندیم بیدار
حال خراب دل
-
تاریخ: 1398/12/27 ساعت: 5:44
خدایا خودت شاهدی من سکوت کردم به من همه چیز تحمیل شد خدایا یه مورد هم بنا به درخواست خودم تحمیل کن بهم اونم عاقبت الا به شهادت نیام خدایا خودت گفتی هر جا هیچکس نموند من میمونم، نه هرجا هرکسی نبود!! خودت ببین کاسه کوزه دل شکسته رو هیچ کس نمونده فقط حال خراب دل....
یک خواب شیرین
-
تاریخ: 1398/12/27 ساعت: 5:44
بعد از چند روز خستگی روحی امروز خواب دیدم خوابتو دیدم اینکه نشسته بودیم کنار هم و خیلی مچ باهم گپ میزدیم انقدر نزدیک که میدونستم تو هم حواست به من هست بهت ناغافل گفتم میگمااا دوستت دارم یه جور خیلی قشنگی که حضش هنوز مونده به دلم چشماتو بهم فشار دادی و بستی گفتی ای جونممم منم دوستت دارم همین خواب امر...
تولد فرمانده
-
تاریخ: 1398/12/27 ساعت: 5:44
تولدت مبارک فرمانده امسال تولد شما با شهادت خانم حضرت زینب یکی شده و چه تقارن زیبایی که هست و نیستمان از زینب است .خدایا التماست میکنم که این محبتی که در دلم از تو دارم هرروز بیشتر کن تا هر چه ببینم ع
نت لنتی
-
تاریخ: 1398/11/2 ساعت: 9:56
خدا رو شکر یه جوری شده ماهم میتونیم به نسل بادمجون بگیم قدیم انقدر خوب بود همه چی ارزانتر بود:|نت داشتیم چند روز قم بودم اومدم دلم میخواد یه کاری کنم که برکت بگیره و بشه آب باریکه ولی فقط فعلا رو برکت
سردار
-
تاریخ: 1398/11/2 ساعت: 9:56
سلام شوک شوکه امنمیتونم نگاه وضعیت های دوستام کنم حتی سردار شهید شد واقعا رفت از بین ما و من هنوز باور نکردم صبح آبجی زنگ زد گفت خبر داری ... وقتی بهم گفت همون پشت گوشی گریه ام گرفت دیگه نمیدونستم چکا
ضدحال
-
تاریخ: 1398/11/2 ساعت: 9:56
دست خودم نیست آقاهر وقت تو کار منیت حس کنم و بوش به مشامم برسه عقب میکشم
عصاره ی زندگی
-
تاریخ: 1398/11/2 ساعت: 9:56
عاشق نشه آدم و بمیره؟؟ مسخره اسعاشق که بشه آدم تاب و تحملش می ره آسمون + بهش میگم دکتر برات آمپول نوشته اشکاش میاد تو چشاش از ترس اوخت میدونه به من سروم زدن هی جاشو رو پنجه ام از رو کبودی رگا پیدا میک