ببین وقتی زیادی موافقت کردی زیادی مطابق میل بودی زیادی باب طبع بودی همیشه در دسترس بودی کم کم نادیده گرفته میشی
باور کن
اینو از یکی قبول کن که اینو حس کرده لمس کرده بعد تایپ کرده اینجا
ببین واضحه دیگه وقتی مطابق میل باشی همیشه یهو میبینی حق انتخابت هم ازت گرفته شده چرا ؟؟؟ چرا نداره عزیز دلم خوب تو عین دیوار کنار خیابون همیشه هم مسیر بودی انقد همراه بودی که..... محو شدی مه شدی
میخوام تو کتابام بنویسم عزت نفس و دورش یه خط قرمز بکشم چون نیازه عین داروهام ... اصلا خوش ندارم کسی منو اینجور خطاب کنه
پدرِ ... بهم میگه میایی بریم کرج دو سه روزه میگم بریم خواهرش میگه یازدهم میایی بریم خونه فامیل میگم بریم بعد شام بریم خونه اون یکی خواهره میگم بریم!! این شد که مادرش یهو توهم زد فلانی قراره همه جا بره بگرده.... تِق یه چیزی داخلم شکست اونم عزت نفسم بود
یه چیزی تو دلم داره داااااد میزنه به شما ربط نداره
حالا تصمیمات من : اولا اینکه برنامه کرج لغو ، برنامه یازدهم برج آینده کنسل، امشبم اومدم منزل پدری تااااا یکشنبه:) وقتی تنهام میذاری انتظار تنها شدن هم داشته باش..:)
پ.ن: خستم وداغون هم جسمی هم روحی
منتظر یه اتاق عملم ایهانااااس آفاندیسم دردسر ساز شده دعام کنید
برچسب:
نویسنده: ترانه محمدپور