الان که دارم اینو مینویسم دراز کشیدم تو هال و تاریکه ،بارون نم نم هم داره میزنه به دودکش بخاری صدای تیک تیکش کم کم داره میره رو مخ اما میخوابم همین جا
یه چیزی تو ذهنمه که الان خدایی معضل شده به نظرم اصن باید به عنوان نصحیت به دیگران قبل ازدواج اینو گفت که خدایی اگه آدم تنهایی هستی بخاطر فرار از تنهایی ازدواج نکن چون قطعا انتخاب یه چیزی نزدیک به اشتباه میتونه باشه عین یه آدم گرسنه که میره توی هایپر برای خرید میگن هیچ وقت گرسنه نرید خرید چون ولع خوردن همه چیز رو دارید در نهایت مطمئا یه خرج گنده رو متحمل میشید بعد از سیری میبینید که کلی خرید الکی انتخاب کردین
ازدواج هم همین طوره از شر تنهایی میخوان خلاص بشن یهو میبینن با یکی ازدواج کردن که با معیارای چند سال پیششون صد و هشتاد درجه مغایره
حالا اگه انتخاب انتخاب اشتباهی هم نباشه آدم اعتیاد پیدا میکنه وابستگی رو میگم واویلا اگه یه شب نباشه اصلا خصم روزگار همون یه شب میشه
عصبی بودن و کلافگی که هیچ اصن آدم حتی دلش میخواد به سیگار پناه ببره ،لباساش عطرش هزار جور فحشه که بهش میدین که چرا نیست در حالیکه این حقشه که آزاد باشه
اینا سخته ولی وقتی هست قدرشو میدونین بعدش ولی اشتباه رو کسی میکنه که بره عر بزنه که آره نبودی ستم بود دیگه تمام! گور خودشو کنده اگه طرف از سیاست بودن برای طلب محبت استفاده کنه دیگه همش نیست هی میخواد نباشه
آقا نکنید این کارو ریق میزنید به زندگی و اعصاب هم دیگه
پ.ن: گشنمه
پ.ن2: اگه سال دیگه پیاده روی اربعین میخواستید برید از سمت کوفه برید یکم برای بچه ها هم با خودتون چیز میز ببرید ما آب نبات چوبی بردیم خدایی فقط اشک جوابگو بود حالا بعد میام میگم چشمام درد میکنه تایپ بسه
شب خوش یا علی
برچسب:
نویسنده: ترانه محمدپور