براش زن گرفتیم رفت
تف
اون تف آخر دستم خورد ولی خوب بذار بمونه آره واقعا تف اصلن اخخخخخ تف به این اقبال ما تحت ما دهه شصتیا تا دهن جر خورد به زور مزدوج شدیم اونوقت این دهه هشتادیا تو قنداق حقوق و ماشین مایملک و اینا داشتن کصافتا یعنی مال ما خار داشت؟؟؟
یادبگیرید انقد سخت نگیرید
دختره به هزار امید به داداشم بله داد به خودش نه به مدرک و تحصیلات و پولش
خب فعلا که خوبیم بعد از یه ماه بدحالیع من ن هم یه ماه مریض شد ریه هاش عفونت کرد این یعمی اینکه عملا به باغ رفتیم و حاصلش فقط یه ریل بچه نبود ولی فامیل وقتی بخیه هامو میدیدن بدون بلانسبت میگفتن بعله الان شما سزارین رو به بدترین وجه تجربه کردین فقط بچم سرزا رفت![]()
بروبچ من نت ندارم
پ.ن: از من به شما نصیحت هیچوقت دیر ازدواج نکنید و دقیقا فقط با اونی ازدواج کنید که دوستش دارید وگرنه بقیه اش چرته و تکرار پس دیرتون نشه تا دیر نشده :) برید جرات کنید و بهش بگید د بابا پدسگ من دوستت دارم بیا خوشبخت شیم
+دل منم تنگ شده برات جیغ جیغوی بیست و دو ساله:)
برچسب:
نویسنده: ترانه محمدپور