پ.ن:
هم خصوصیای این میدونم هم اون بعد این میاد پشت اونیکی بمن میگه
-نه بابا تنها راه دوری که رفته راهیان بوده دستش به قناصه هم نخورده فلان و بهمان
حالا من میدونم رمضان پهلوش از ترکش تو حلب باز شده روده اش زده بیرون [نیشخند]
خوب چی دارم بهت بگم دهن واکنم خوب میشم تو|:
+دوست عزیز احترامت به جا اما حرمت نگه دار لطفا باورکن منم آدمم وسط بحث شعورتو نیار سر زبون [نیشخند]خوب منم مجبور میشم اونجوری جوابت بدم کش بیایی[نیشخند]
+دلم را تهدید کرده ام بهانه ات را نگیرد وگرنه میدهم دوباره بسوزانیش|:
الفاتحه
برچسب: کندوی کامت را بیار بر کام بیمارم گذار,
نویسنده: ترانه محمدپور